X
تبلیغات
رایتل

پروپزال موسسه مطالعه و خلاقیت کودک و نوجوان

دوشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 02:21 ق.ظ

بیان مسئله:

تعریف انسان موفق در هزاره سوم و درعصر فشرده شدن رقابتها و تخصصی تر شدن امورچیست؟

چه کسی می تواند در زمینه شغلی و به تبع آن اقتصادی و خانوادگی  آینده تضمین شده تری داشته باشد؟

در مسابقه پیشرفت و توسعه فردی برنده کیست؟

آیا می توان مزیت نسبی و استعداد افراد را یافته و آنان را در زمینه ای که استعداد دارند هدایت نمود؟

بیان مسئله:

تعریف انسان موفق در هزاره سوم و درعصر فشرده شدن رقابتها و تخصصی تر شدن امورچیست؟

چه کسی می تواند در زمینه شغلی و به تبع آن اقتصادی و خانوادگی  آینده تضمین شده تری داشته باشد؟

در مسابقه پیشرفت و توسعه فردی برنده کیست؟

آیا می توان مزیت نسبی و استعداد افراد را یافته و آنان را در زمینه ای که استعداد دارند هدایت نمود؟


تئوری:

بی گمان استعداد افراد تحت تاثیر عواملی چون محیط، آموزش، ویژگیهای وراثتی و ژنتیکی، خانواده، دوستان، امکانات و دهها فاکتور دیگربا یکدیگر متفاوت بوده و هر فردی در زمینه ای خاص استعداد بیشتری از خودد بروز می دهد . البته این درست است که خواستن توانستن است و فرد اگر بخواهد می تواند در هر زمینه ای موفق شود. لیکن اگر همین فرد در زمینه ای که استعداد دارد تلاش کند با هزینه کمتر و صزف وقت اندک تر می تواند موفقیتهای چشمگیر تر و پایدار تری کسب کند. بدیهی است در جهانی که سرعت رقابت بالا بوده و هر چه بیشتر در حال تخصصی تر شدن است. انسان موفق انسانی است که در سن کمتری مدارج بالاتری را طی کرده باشد. فردی می تواند یک شبه ره صد ساله بپیماید که در راهی قدم بگذارد که در آن راه نیروی قدرتمندی به نام استعداد یا مزیت نسبی فردی بتواند موجب پیشرفت او گردد.

در زبان انگلیسی ضرب المثل زیبائی وجود دارد که می گوید:" Love it or leave it" یا عاشقش باش یا رهایش کن شاید منظور این ضرب المثل همین باشد که اگر در کاری مزیت نسبی نداری بهتر است رهایش کنی چرا که هیچ موفقیت چشمگیری در آن به دست نمی آوری ، امروزه سازمان تجاررت جهانی   WTOنیز بیشترین اهمیت را برای مزیت نسبی شرکتها ، کشورها و اشخاص حقیقی یا حقوقی قائل شده است . اگرمزیت نسبی را به استعداد ترجمه کنیم یا لا اقل بخشی از مزیت نسبی را استعداد بدانیم باید قبول کنیم اگر فردی در زمینه ای استعداد داشته باشد در آن زمینه واجد مزیت نسبی بوده و بنا بر تعریف مدیریت استراتژیک عاقلانه این است که در آن زمینه وارد شود تا پیشرفت نماید. شاید یکی از مثالهای خوب در این زمینه شاعر معروف محمد حسین شهریار باشد. همه می دانیم که شهریار با قریحه و استعداد شاعری وارد دانشکده پزشکی شد و به تحصیل طب پرداخت اما به زودی دریافت که در این زمینه استعداد و علاقه ای در او نیست  و با شجاعت و جسورانه پزشکی را رها کرده به شاعری پرداخت حال تصور کنید اگر او به هر دلیلی این کار را نمی کرد و اصرار داشت در زمینه ای که استعداد( مزیت نسبی) ندارد تحصیل کند. یقینا امروز اثری از نام او نبود و حدا کثر وی پزشکی گمنام بود که در ازمنه گذشته طبابت می کرد همچون بسیاری از هم دوره ای های وی اما او فرد خوش اقبال و البته جسوری بود که توانست استعداد خود را کشف کند و به شاعری بپردازد و امروز یکی از مفاخر کشور گردد. از این دست افراد در سراسر جهان بسیارند که البته اندکی از آنان با کشف استعدادشان و جسارت در تغییر رشته توانسته اند ماندگار شوند . لیکن اکثر افراد از این شانس یعنی کشف استعداد محروم مانده و اگر هم این اتفاق بیفتد دیگر دیر شده و راه بازگشتی نیست چنانکه در ادبیات تمثیلی خود از قول سعدی داریم که:

"آن زمان که می توانستم نمی دانستم و حال که می دانم نمی توانم"

با این توضیح در می یابیم که در بخش آموزش و پرورش کشور جای نهادی در جامعه خالی است که بتواند با روشی علمی و عملی در سنین خردسالی چنین خدمتی را به آحاد افراد جامعه ارائه دهد و از سنین پائین بتواند با روشهائی علمی و استاندارد بر پایه روانشناسی و رغبت سنجی کودکان را استعداد یابی نموده و آنان و خانواده آنان را به سمتی سوق دهد که کودک در آن زمینه واجد استعداد یا مزیت نسبی است. این در حالی است که به این که کشف استعداد کودکان از سنین خردسالی و پیش از دبستان یکی از برنامه های استراتژیک اجتماعی در جهان معاصر بوده و بسیاری از دولتها با اهتمام به این مهم با شناسائی استعداد آحاد افراد جامعه هر یک را به سوی استقرار در جایگاه واقعی خویش رهنمون می گردند چنانکه معنای عدالت اجتماعی نیز چیزی جزقرار دادن هر کس در جایگاه واقعی خود نیست . آن چنان که مطابق روایات معتبر اسلامی امام زمان علیه السلام نیز با همین متد یعنی گماردن هرکس به کاری که استعداد و توانائی آن را دارد عدالت را می گستراند.

کشف استعدادکودکان و نوجوانان:

تصور کنید وقتی سه ساله بودید می دانستید که قرار است چکاره شوید ! یا بهتر از آن این که می دانستید چکاره شوید بهتر و موفقترید! و وقتی پنج ساله بودید در آن زمینه تخصصی که استعداد دارید شروع به کسب تجربه میکردید! در این صورت فکر می کنید امروز در چه جایگاهی بودید؟ و فکر می کنید کشور در چه جایگاهی بود؟

بیش از 60 سال است که در جهان صنعتی وپیشرفته بصورت تخصصی و سازمان یافته این مهم انجام و استعداد کودکان از سه سالگی تشخیص داده می شود. اولین ماموریت موسسه نیز کشف همین استعداد است.

شکوفا نمودن استعداد کودکان و نوجوانان:

آیا می توان از 3 یا 5 سالگی با تغییر شرایط موجب شکوفائی استعداد کودکان گردید؟ تا در سنین نوجوانی این شکوفائی منجر به پیدا کردن هدف گردد. مسلما پس از کشف استعداد این ماموریت ابتر می ماند اگر در زمینه شکوفائی آن هیچ اهتمامی به عمل نمی آمد لذا موسسه با فراهم نمودن امکانات محیطی و نه از طریق آموزش مستقیم بلکه از طریق ر وش اشباع و مواجه نمودن کودک مستعد با محیط خلاق استعداد او را شکوفا می کند.

 

 اهداف:

·         کشف استعداد کودکان و نوجوانان کشور

·         معرفی استعدادهای برتر به خانواده ها و جامعه

·         ترویج فرهنگ شهروندی

·         تحقیق میدانی و آمار گیری از جامعه هدف

·         اطلاع رسانی دستاوردهای تحقیقی و ارائه آن به مراکز ذیربط یا علاقمند

·         تدوین و ایجاد الگوئی ملی و جهانی

·         کمک به مراکز پژوهشی و آموزشی کشور

برنامه شکوفائی استعداد:

  این برنامه در قالب سیلابسهای شکوفائی استعداد  مورد تدوین قرار گرفته است  که کودکان در زمینه ای که استعداد دارند در محیط موسسه با امکانات سیلابس مربوطه مواجه شده و به روش اشباع زمینه شکوفائی استعداد آنان فراهم می گردد.

دوره شکوفائی خلاقیت یک دوره آموزشی نیست و به هیچ وجه هدف از آن آموزش به کودک نمی باشد. بنابر این

موسسه مطالعه و خلاقیت کودک و نوجوان یک آموزشگاه نمی باشد. این موسسه مهد کودک هم نیست چرا که به هیچ وجه همچون مهد کودک برنامه نگهداری از کودک را ندارد.کودکان پذیرفته شده در این موسسه در گروه رشته ای که استعداد دارند در محیط اشباع قرار می گیرند.

محیط اشباع محیطی است که در آن از کودک خواسته نمی شود چیزی بیاموزد یا حتی حضور دائم داشته باشد بلکه برای او محیطی فراهم می گردد تا آزادانه ببیند و تجربه کند و نیازهای خود را برآورده سازد ، او ممکن است متناسب با استعداد خود به آزمایشگاه برود ، شاهد جوشکاری باشد یا در طبیعت سنگ جمع کند ، ممکن است متناسب با استعدادش در محیطی قرار گیرد که باید تصمیم بگیرد و مدیریت کند، جملاتی با شعر یا به زبان انگلیسی به او گفته شود و همه و همه صرفا در راستای استعداد او خواهد بود چنین کودکی مثل آن کودکی که به جای رفتن به کلاس زبان در محیط انگلیسی زبان پرورش می یابد و انگلیسی را حفظ نمی کند بلکه می فهمد. مهارتهای رشته ای را که در آن استعداد دارد در اثر مواجهه محیطی می فهمد و نمی آموزد.

دوره اشباع موسوم به دوره شکوفائی خلاقیت شامل دوره های زیر است:

-     دوره عمومی اول:   در آن آزمون تکمیل می گردد و در واقع با ضریب بالا تری زمینه استعدادکودک کشف می گردد.

-     دوره تخصصی اول: کودک 80 درصدوقت خود را در محیطی می گذراند که در آن مزیت نسبی و استعداد دارد

-     دوره تخصصی دوم یا فوق تخصصی: در این دوره کودک در زیر شاخه زمینه ای که استعداد دارد پژوهش کردن و طرح مسئله و ارائه تئوری را می آموزد

-     دوره پژوهشی: محدودیت زمانی نداشته و کودک موضوعات پژوهشی در قالب پروژه دریافت و با امکانات و آزمایشگاههای موسسه به کمک استاد راهنما پروژهها را به انجام می رساندچنین کودکی خود راه پیشرفت را یافته و بدون شک به عنوان یک کودک خود ساخته می تواند تحول آفرین و کارآفرین باشد.

(  کلیه سیلابسها ی مربوط به هر دوره در سایت www.koodakiq.bdl.ir    و یا  www.koodakiq.ir     موجود است )
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
netsoft

Strobe:

on

off

لطفا با نظرات خود مارا یاری کنید

لطفا با نظرات خود مارا یاری کنید

لطفا با نظرات خود مارا یاری کنید

لطفا با نظرات خود مارا یاری کنید

لطفا با نظرات خود مارا یاری کنید

لطفا با نظرات خود مارا یاری کنید

لطفا با نظرات خود مارا یاری کنید

لطفا با نظرات خود مارا یاری کنید

لطفا با نظرات خود مارا یاری کنید

لطفا با نظرات خود مارا یاری کنید





Powered by WebGozar